محمد علی چند سالی است که به آلمان مهاجرت کرده است، امروز در تلگرام با یک deleted account جدید مواجه شدم. و خب نمیدانستم کیست، ولی میدیدم که پیام های زیادی بینمان رد و بدل شده است. تجربه غریبی است اینطور نامه ها ( پیام ها) قدیمی با کسی داشته ای و حالا با یک deleted account روبرو هستی.

کمی بیشتر که خواندم تازه فهمیدم ماجرا چیست. بالاتر که رفتم به پیام هایی رسیدم که بعد از پیمایش کوه رد و بدل کرده بودیم. محمد علی برای اولین بار با ما کوه آمده بود و خب حسابی فشار اورده بود و خسته و نالان از خونه پیام میداد که سطح برنامه رو بنویسین خیلی سخته :)) البته حقیقت اینقدر سخت نبود :)
حیفم اومد پیام های بلندی که براش فرستاده بودم همینطور پاک بشه، همزمان که اینجا اون پیام ها رو مینویسم، مرور می کنم که چقدر فکر ما در گذر زمان در حال تحول است.
ممنون گفتی.
اره متوجه ام که برای تجربیات اول خیلی این حالت ولکامی نیست برای ورود به کوهستان. چون کاملا نیاز به حمایت هست.ولی خب اصلا تعداد این اجازه رو نمیده.
حقیقت من خودم کوه رفتن رو با تعداد کم دوست دارم. زمان خیلی بهینه تر صرف میشه و نگرانی هاش هم خیلی کمتره.
ولی خب بهرحال این هم یه فرصتی میده که ادم ها بتونن کوه رو تجربه کنن.تجربه ممکنه سخت باشه ولی زمان که ازش میگذره تازه خودش رو نشون میده.
در مورد بالاتر نیومدن من توی هویج گفتم بچه هایی که نمیخوان بیان و چند بار تاکید کردم و فقط صبا موند، اونم چون قبلا باهامون اومده بود و تجربه داشت😂😂😂😂
بالانر دم چشمه هم نادر بهت میگفت بالاتر نیای بهتره.
ولی خب میدونی اینا طبیعیه، کوه همزمان یه عطش بالارفتن هم داره و خب تو لحظه ای که ادم داغ متوجه اش نمیشه.اگر گروه کوچکتر بود راحت تر میشد کیر کرد. اینقدر فاصله نمی افتاد. نهایت مثل مدل صبا هماهنگی میشد.
خطرات تو کوه هست. ولی کوه دیروز فقط سخت بود. اون خطراتی که فکر میکنی خیلی مطرح نیستن. یه مقدار کوه ها رو بیای متوجه منظورم میشی.
چون پرتگاه خیلی خاصی نداشت و مسیرم پر از کوهنورد بود. برای همین اون نگرانی خیلی عمیق نیست ولی خب کاملا متوجه ام که نیاز به حمایت خیلی مهمه.
چون مهمترین نیروی مخالف در چنین شرایطی اینه که ادم ندونه چی کار باید بکنه و باید کسی باشه و راهنمایی بده.
در هر صورت حقیقت مسئولیت این تعداد کوه رفتن خیلی بالاست و خودم هم نگرانم. نمیدونم شاید باید در اینده محدودیت 10 نفر بزاریم.
چون یه اتفاقی بیوفته واقعا شرش اصلا کوچک نیست.ولی خب اینم در نظر بگیر چند جلسه بیای کاملا برات شرایط عادی میشه.
برای کفش هم الان کفش های ایرانی خوبی هم هستن.
کفش های استوک هم هستن.در مورد اینکه بالاتر چقدر سخت میشه. اطلاع دقیقی نداشتیم. چون مسیر رو اولین باره که میریم. عمده کوه ها یی که میریم، اینطورین.
کوه های سنتی مثل درکه دربند کلکچال توچال
شرایط مساعدی دارن. با همین کفش هم تفریبا کارت راه می افته.
ولی قطعا کفش خوب خیلی مفیده.باید بیای تا ببینی ارزش خرید کفش داره یا نه.
کتونی های ساده طبیعت گردی هم هستن.
جمال
چند پیامی ویس داده بود و باز هم من نوشته بودم:
اره واقعا ، میدونم چی میگی.
حرفت هم درسته، باید تاکید ها رو جدی تر و بیشتر کنیم. هر چقدر بیشتر گفته بشه بهتره.
چون شاید توجهمون بره. حتی اطلاعیه 5 شنبه رو هم من خسته بودم مطمئن نبودم برسم بزارم ولی بعد دیدم که چقدر خوب شد دوباره اشاره کردم.الانم که گفتی اهمیت اش رو بیشتر مشخص میکنه. و واقعا باید مرتب بگیم.
اره دقیقا، اینکه یه چارچوب کلی برای جذب افراد باشه خیلی کمک میکنه که ادم هایی جذب بشن که بتونن ارزش افزوده برای جمع داشته باشن و مهمتر اینکه ادم ها فقط ویژگی های خوبشون رو برای جمع بیارن. چون حول محتوا دور هم جمع میشن و قرار نیست خارج محتوا باشه. این خودش تو اون فیلترینگ خیلی موثر.
حرفت درسته امیدوارم اینم به یه تجربه ماندگار تبدیل بشه.
حقیقت این مدت با این موانع جدید حتی به این فکر کردم شاید نتونیم هاستل رو به لحاظ اقتصادی نگه داریم. نه اینکه تصورم این باشه ولی خب بالاخره مسئله ایه که باید در نظر اش گرفت. ولی خب کوه جز چیزهایی که میشه در هررحالی نگهش داشت، حتی کرونا هم باعث نشد برنامه مون متوقف بشه.
و خصوصا در طی سالها خودش و جایگاه اش رو حسابی نشون میده.
بشدت باعث نزدیکی ادم ها میشه و حس مشارکت و همکاری رو هم تقویت میکنه.
و تقریبا تمام هفته ها رو هم منحصر به فرد میکنه.
درست همون کاری که تو هاستل میشه انجام داد و به ابعاد دیگش پرداخت.دمت گرم که انرژی مثبت میدی و حمایت میکنی.
اون مواجهه های تنهایی هم مطمئن باش خیلی مفیدن، همون رودخونه و… در مورد اینکه این تجربیات کوه چه نقشی تو زندگی میتونن بازی کنن یه صحبت مفصل میشه انجام داد.
راهکاری هم که بهش رسیدم برای حل این مسئله این بوده که اگر تقریبا دو تیم بشیم تو هر برنامه و تیم دوم فقط تا یه جایی بالا بیاد خیلی بهتره… ولی خب به این سادگی این اتفاق نمی افته. چون انسجام میخواد.
در هر صورت تو برنامه های بعدی حتما پادکست بیار با خودت. خیلی کمک میکنه.
اون داستان اوکیه هم 😂 یه شوخیه خطرناکه😂😂😂😂😂 در مدار همون سبک و تفریحیه😂
جمال
کلا بچه ها هر چی بپرسن میگیم اوکیه😂🙈
یکم سرویس میشن خاطره میشه. 😂😂
بعد محمد علی گفته بود:
قوربونت.
آره دقیقا تو ایران که واقعا پیدا کردن یه تفریح خوب و سالم که در عین حال فان باشه و لذت بخش ، وقعا خودش یه چالش هست و اینجور برنامه گذاشتن واسه کوه حتی میتونه واقعا به دلخوشیه زندگی بعضی ها تبدیل بشه تو یه برهه ای از زمان. اون مدتی که من داشتم با مینا میومدم بالا ، مدام از اینکه چقدر این برنامه ها واسش لذت بخشه حرف میزد. ایشالا که همیشه ادامه داشته باشه.
راجع به هاستل هم ناراحت شدم واقعا شنیدم. امیدوارم که زودتر شرایط به حالت ایدهآلی برگرده. تو مقیاس بزرگ ، اگر تعداد جاهایی که کاری که تو میکنیو بتونن ایقدر قشنگ پیاده بکنن زیاد بشه ، خودش میتونه واقعا یه تاثیر مثبتی داشته باشه تو جامعه ، اونم نه صرفا واسه تفریح ، تو جنبه های مختلف.دقیقا ، تجربه دیروز اون بخشی که تنها بودم ، نکات خیلی خوبیم داشت که واقعا ادم باید بشینه بهش فکر کنه.
به هر حال خوشحال شدم تونستم واسه اینکه سریای بعد مطمئن تر از قبل برنامه پیش بره کمک کنم.
آره جدا این کف پا خاطره میشه😂😂😂
محمدعلی
و این هم پاسخ پایانی من…:)) چقدر نوشتم ها :)
دمت گرم، واقعا همینه،
من واقعا ایده ام همین بوده که به جای غر زدن خودمون یه فضایی بسازیم که هفته هامون بهتر سپری بشن. تا حد زیادی هم همین اتفاق افتاده و تجاربی که ادم ها در کنار هم می سازن بشدت در رشد مهارت های فردی و اجتماعی موثر، همزمان که کلی لذت و خاطره و جذبیات لحظه ای رو هم به همراه داره. به وضوح رشد فردی تک تک بچه ها رو میشه دید توی همین مدت و خیلی این ارزشمنده. این در واقع قدرت مشارکت اجتماعی که بشدت سازنده است.نه انشالله که میتونیم حفظ اش کنیم ولی خب باید همه جوانب رو در نظر گرفت.
دمت گرم
جمال
انشاالله در نهایت سال خوبی میشه.
چهار سال از پیام بالا میگذره…:) زندگی به همین سادگی می گذره و به انتهای خودش می رسه.








