داشتم فکر می کردم این جمله ی “حق داری” چقدر حس خوبی می تونه به آدم بده. مخصوصا اینکه این جمله رو از زبون یه آدم مورد تاییدمون بشنویم.
انگار همه ی حسهای آدمو تایید میکنه و بهش اعتبار میده. حتی حسهای به اصطلاح منفی مثل خشم، غم، شرم، تنفر؛ و مثل یک مرهم ضخیم روی همه ی زخم هایی که بر اثر بی اعتنایی و نادیده گرفته شدن توی کودکی خوردیم رو می پوشونه.
آدم مورد تایید ما می تونه یه روانشناس باشه. شایدم یه دوست که سالی 4 بار بیشتر نمی بینیمش ولی بارِ حرفهاش از خیلی از آدمها برامون بیشتره. و شایدم یه روز خودمون….

سهام:

5 Comments

  • جمال
    اسفند 14, 1402 at 7:23 ق.ظ

    موضوع جالبیه، نیما، بعضی موقع ها کالای کم یابی میشه. و خب واقعا شیرینه.
    شاید بشه از این زاویه هم بهش نگاه کرد، اینکه میزانی که دریافتش میکنیم میتونه بسته به عکس العملی که ادم ها وقتی بهمون حق میدن و تاییدمون میکنن، ربط داشته باشه.
    بر همین اساس هم ترس ها کم کم مطرح میشه. ترس دریافت نکردن این پاداش شیرین.

    و البته که داشتن چنین شرایطی که ادم بی دریغ و بی حساب طولانی بتونه دریافتش کنه چقدر میتونه ارزشمند باشه. چقدر میتونه حس زندگی بهمون بده.

    Reply
    • نیما
      نیما
      اسفند 14, 1402 at 4:03 ب.ظ

      شیرین ترین قسمتش اینه که خودمون به خودمون حق بدیم چه در گذشته مون چه اکنون. و اینطوری سبک بال میشیم بدون ترس.

      Reply
      • جمال
        اسفند 15, 1402 at 9:33 ب.ظ

        احسنت نیما جان، واقعا خوب گفتی. برخلاف ظاهرش ساده نیست، برای همین هم این دشواری ها بوجود میاد.

        Reply
  • جمال
    اسفند 15, 1402 at 9:33 ب.ظ

    نیما آواتار رو هم ردیف کن، حس بهتری میده برای خوندن مطلب.

    Reply
  • نرگس
    نرگس
    اسفند 17, 1402 at 3:10 ب.ظ

    عالی همان موضوع پایه ای… جایگزینی والد منتقد و سرزنشگر با والد حامی

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *